ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

92

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

ترتيب استخدام آنها را بدهد ، دعوت به صرف غذا كند . ديلميان در باغها بكمين نشستند . گروه بسيارى از آنان بدان ميهمانى آمدند . غلام تركى كه در خدمت علاء الدوله بود خود را به آنها رساند و آنان را آگاه ( از دامى كه برايشان گسترده بودند ) كرد و برگشتند . نايب علاء الدوله كوشيد آنان را از بازگشتن نگهدارد ، نپذيرفتند . يكى از سركردگان ديلمى بيك نفر از آنها حمله‌ور شد ، تركى او را با تيرى كه پرتاب كرد كشت . صدا بلند شد ، ديلميان از كمينگاه بيرون آمدند و اهل بلد نيز منضم بدانها گرديده و جنگ و ستيز ميانشان رويداد و تركان منهزم شدند . تركها چادرهاى خود را از آن ناحيه بركندند و رفتند و بهر آبادى كه رسيدند آن را مورد نهب و عارت قرار دادند تا به « وهسودان » در آذربايجان برسيدند . وى به رعايت حال آنها قيام كرد و مورد تفقدشان قرار داد . گروهى از تركان كه در خراسان باقيمانده بودند ( يادآور ميشويم كلمهء خراسان هر جا آورده مىشود مقصود خراسان بزرگ است كه مرزهاى آن تا جيحون ممتد بود . م . ) بيشتر از آنهايى بودند كه قصد اصفهان كردند و اين گروه به كوه « بلجان » آمدند . اينجا همان نقطه‌ايستكه نزديك به خوارزم قديم واقع شده است . بسيارى از آنان از كوه فرود آمده و شهرها و آباديها را غارت و خراب كرده . مردمش را ميكشتند . محمود بن سبكتكين ارسلان جاذب امير طوس را در رأس سپاهى به سركوبى و تعقيب آنها مأمور كرد و او حدود دو سال با سپاهى انبوه آنها را مورد پى گرد قرار داد . محمود ناگزير شد ، به منظور قلع و قمع آنان خود قصد خراسان نمايد و شخصا بتعقيب آنها پرداخت و از نيشابور تا دهستان همه جا آنها را دنبال كرد ، تركها بگرگان رفتند . سپس محمود برگشته پسرش مسعود را . چنان كه ذكر كرديم . مأمور تعقيب آنها كرد . مسعود بعضى از آنها را به خدمت خود وارد كرد كه « يغمر » مقدم آنها بود . همين كه محمود بن سبكتكين درگذشت . پسرش مسعود بخراسان رفت .